قواعد نگارشی دستور زبان فارسی برای تولید محتوا در فضای دیجیتال
قواعد نگارشی دستور زبان فارسی برای تولید محتوا در فضای دیجیتال

یکی از مواردی که در تولید محتوای فارسی از اهمیت بالایی برخوردار است، رعایت نکات و قواعد دستور زبان فارسی در نوشتن مقالات است. همانطور که می­دانید، مقالاتی که در آن­ها قواعد نگارشی و دستور زبان فارسی رعایت نشده باشد، نه ­تنها فهم مطلب را مشکل می­ کنند، بلکه به اعتبار سایت و یا منبع خود لطمه خواهد­زد. بنابراین، یادگیری و رعایت نکات یادشده بسیار مهم و موجب ایجاد محتوای بهتر و به دنبال آن منابع اطلاعاتی معتبرتر خواهدشد. مقاله زیر، قواعد و نکات با اهمیت در تولید محتوای فارسی را به طور خلاصه، ساده و قابل فهم بیان می­ کند.

فاصله و نیم فاصله

در نوشته هاى فارسى دو نوع فاصله وجود دارد: یکى فاصله ی «برون کلمه»، یعنى فاصله گذارى میان کلمه هاى یک جمله یا عبارت، مانند «هر نفس که فرو می ­رود ممد حیاتست» (این فاصله «فاصله ی یک حرفى» خوانده مى­ شود).

دیگری فاصله مجازی که به آن فاصله صفر و گاه نیم‌فاصله و فاصله جامد هم گفته ­شده، نویسه‌ای در استاندارد یونی‌کد است که برای حروف­ چینی کامپیوتری بعضی خط‌ها از قبیل خط فارسی و خط‌های هندیک به‌کار می‌رود.

در فارسی این نویسه در مواردی که دو حرف به هم نمی‌چسبند ولی «فاصله مرئی» ندارند استفاده می‌شود. مثلاً در کلمه‌های «خانه‌ها»، «می‌شود» و «بهره‌وری». (توجّه شود به تفاوت با «خانه­ ها» و «می‌­شود» و «بهره وری» که در آن‌ها از «فاصله معمولی»، یعنی یک فاصله کامل، استفاده شده که شکل نادرست تایپ واژه‌های یادشده‌است).

موارد کاربرد نیم فاصله چیست؟

معمولا» فاصله» را میان هر دو کلمه ی مستقل ایجاد می کنیم، مانند «من کیف قرمز دارم.».  اما برخی کلمه ها هستند که از چند قسمت تشکیل شده اند، ولی در مجموع یک کلمه محسوب می شوند، مثل «می ­شود»، «ساخته اند»، «دست­ ها»، «همه ­ی» یا همین کلمه ی «نیم ­فاصله». اگر دقت کنید، می ­بینید که مثلا کلمه­ ی «می­ شود» از دو بخش «می» و «شود» تشکیل شده، به عبارت ساده تر این دو بخش هم جدا هستند و هم کنار هم نشسته ­اند.

«می» افعال مضارع، «ها» جمع، پسوند فعل ها، و کلمه هایی که از دو یا چند جزء تشکیل شده اند این نکته باید رعایت شود. در نوشتن افعالی که از دو واژه ی مستقل تشکیل شده اند هم باید این نکته را رعایت کرد. مثلا» من مادرم را دوست ­دارم.» نه «من مادرم را دوست دارم.» زیرا «دوست داشتن» یک فعل هست و باید سر هم چسبیده شود. به خصوص کسانی که در نوشتن از قاعده های گوناگون «جدانویسی» پیروی می کنند، بیش تر به این «نیم فاصله» نیاز دارند. اما موارد زیر را از آن استثنا کنید:

– جاهایی که یک کلمه ­ی مرکب به خاطر استفاده ی زیاد، به شکل کلمه ای یک جزئی درآمده است؛ مثلا: رختخواب، آبرو

– جاهایی که اگر آن را جدا بنویسیم، می تواند باعث اشتباه یا ابهام در معنا شود؛ مثلا: بهیار (به یار)، بهروز (به روز)، رهبر (ره بر)

اما اگر کلمه ی مرکب، از پیشوند یا پسوند ساخته شده باشد و یا یک جزء آن دارای معنای مستقلی نباشد، پیوسته نوشته می شود؛ مگر در جاهایی که پیوسته نویسی باعث سختی در خواندن کلمه شود. این ها قواعد کلی جدانویسی و پیوسته نویسی بودند. البته در بعضی از کلمات، استثنائاتی هم وجود دارد؛ مثلا «این» و «آن» همیشه جدا نوشته می شوند؛ مگر در کلمه های آنچه، آنکه، اینکه، اینجا، آنجا.

– «همین» و «همان» و «هیچ» نیز از کلمه ی بعد از خود جدا نوشته می شوند: همین جا، همان نشریه، هیچ یک، هیچ کدام، هیچ کس.

– «چه» همیشه به کلمه ی قبل از خودش می­ چسبد: آنچه، چنانچه، ماهیچه، کمانچه، و از کلمه ی بعد از خودش جدا نوشته می­ شود؛ مگر در کلماتی مثل: چرا، چگونه، چقدر، چطور.

– «که» از کلمه ی قبلش جدا نوشته می شود: چنان که، آن که؛ مگر در: بلکه، آنکه، اینکه

– حرف «به» اگر صفت بسازد، پیوسته نوشته می شود؛ مانند بخرد و بهنجار، و در بقیه ی موارد جدا از کلمه نوشته می شود؛ مثل به سختی، به نام خدا.

– «بی» همیشه جدا از کلمه ی بعد از خودش نوشته می شود؛ مگر آنجا که جزئی از کلمه شده باشد و معنای آن کلمه دقیقا مرکب از معنای اجزای آن نباشد؛ مثل بیهوده، بیچاره، بیراه، بینوا، بیجا. پیشنهاد می کنم خودتان را برای حفظ کردن همه ی این قوانین خسته نکنید؛ همین که بدانید پیوسته نوشتن دو جزء یک کلمه، می خواهد اتصال معنای آن دو جزء را برساند، کافی است که هیچ وقت بیچاره را بی­چاره ننویسید!

 ‐ «می» و «همی» همیشه جدا از کلمه ی بعد از خود نوشته می شوند: می ­رود، می­ گوید.

 ‐ «هم» همواره جدا از کلمه ی بعد از خودش نوشته می شود؛ مگر در موارد زیر:

١ .هم به جزئی از کلمه تبدیل شده باشد: همشهری، همشیره، همین، همان، همچنین، همچنان، همسایه.

 ٢ .جزء دوم کلمه، تک هجایی باشد: همدرس، همسنگ، همکار، همراه. ولی اگر پیوسته نویسی آن باعث دشوارخوانی­اش شود، بهتر است آن را جدا بنویسیم؛ مثلا در کلمات همصنف، همصوت.

– «تر» و «ترین» همیشه جدا از کلمه ی پیش از خود نوشته می شود؛ مگر در کلمه های بهتر، مهتر، کهتر، بیشتر، کمتر.

– نوشتن «ها» (نشانه ی جمع)، در ترکیب با کلمات، به هر دو صورت جایز است: کتابها/کتاب ها.  ولی در جایی که کلمه پردندانه شود و یا به ط و ظ ختم بشود، جدا نوشته می شود: پیش بینی ها، استنباط­ ها.

بیشتر بخوانید: استانداردهای سئو در تولید محتوا | چگونه تولید محتوا کنیم؟

برخی اشتباهات مرسوم

١‐تنوین با عبارات فارسی به هیچ وجه همراه نمی شود. «مخصوصاً» درست است اما «گاهاً» اشتباه است؛ زیرا «مخصوص» عبارتی است که ریشه عربی دارد اما «گاه» واژه ای است که در اصل فارسی است.

 ٢ ‐در عباراتی که از زبان دیگری وارد زبان ما می شوند، باید به جای حرف Tو ط، از «ت» استفاده شود نه «ط». مثلا «نرم افزار متلب» نه «نرم افزار مطلب» و یا «امپراتور» نه «امپراطور». سایر عبارتی که از زبان غیر عربی وارد زبان فارسی می شود نیز باید با حروف اصلی فارسی نوشته شوند.

 ٣ ‐عبارت «بر علیه» اشتباه است و باید نوشته شود «علیه».

۴ ‐اشتباه گرفتن » غ » و « ق » در بین نویسندگان زیاد دیده می شود که باید دقت بیشتری شود و حداقل یک بار با جستجو در گوگل، از املای صحیح عبارت، مطمئن شوید.  

۵ ‐استفاده از « ه »ی مونث چه در صحبت کردن و چه در نوشتن، اشتباه است. اشتباهات رایجی که برخی زیاد مرتکب آن می شوند. مثل «خواهران محترمه».

 ۶ ‐علائم جمع عربی نباید برای جمع بستن کلمات فارسی استفاده شود. همان مثال معروف: «آزمایش ها» نه «آزمایشات».

علائم ویرایشی

لازم به ذکر است که علائم نقطه، کاما و … باید به حرف قبلی چسبیده و از حرف بعدی فاصله داشته باشد.

 کاربرد نقطه-ویرگول (؛):

یکی از نمادهای نشانه‌گذاری است که در موارد زیر به کار می‌رود:

برای جدا کردن جمله‌هایی که از جهت ساختمان و مفهوم مستقل به نظر می‌رسند ولی در یک عبارت طولانی بستگی معنایی دارند.

در بیان توضیح و مثال پیش از کلمه‌هایی مانند «مثلاً»، «فرضاً»، «یعنی» و…؛ مثال: «یک سازمان از بخش‌های مختلفی تشکیل شده است؛ همچون: مدیریت، معاونت و ..»

– نکته مهم در کاربرد علامت سؤال (؟):

– جملاتی مثل: «معلم از علی پرسید، چرا دیر آمدی» یک جمله خبری به حساب می‌آیند، چرا که هیچ جوابی قرار نیست به آن داده شود. بنابراین، در انتهای این نوع جملات، نباید از علامت سؤال استفاده شود.

– کاربرد علامت (؟!):

–  در مواقعی که سؤالی را برای تنبه می‌پرسیم و در حقیقت جواب سؤال را می‌دانیم، از این علامت استفاده می‌کنیم؛ مثال: مگر نگفته بودم درس بخوانید؟!

– نکته‌ای در کاربرد علامت تعجب(!):

–  علاوه بر اینکه در انتهای جملاتی که تعجب‌آور است استفاده می‌شود، گاهی اوقات این را به خواننده یادآوری می‌کند که این جمله باید با احساس خوانده شود؛ مثال: خداحافظ!

انواع «به» و طرز نگارش آن‌ها

چسباندن حرف اضافه ی فارس” به “ به واژه ها در زبان عربی حرف جر “ ب ” را همیشه باید به واژه ی بعدی که مجرور نامیده می شود چسبیده نوشت، اما در زبان فارسی حرف اضافه ی “ به ”را باید همواره جدا از واژه ی بعدی نوشت. مگر در اشکال کهن مانند: بدین ( یعنی به این) و بدو ( یعنی به او) و بدان ( یعنی به آن) و یا زمانی که به بر سر فعل يا مصدر بيايد (مانند بگفتم) و یا «به» صفت ساخته باشد ( مانند بخرد، بهوش، بِنام). اگر این قاعده رعایت نشود، آن گاه در موارد بسیاری امکان به جای یکدیگر گرفته شدن واژه ها و معانی وجود دارد ( که به آن التباس معن می گویند)، مثلا ” به نام ”و “بنام ” که هر کدام کاربرد ویژه ای دارد. به این نمونه ها دقت کنید: “ او نویسـنده ی بنامی بود ” و یا “ من او را به نام نمی شناختم.” به همین ترتیب اگر “ به روی ” را “ بروی” بنویسیم، آشکار نخواهد شد که مراد چیست؟ آیا منظور از “ بروی” فعلی از مصدر رفـتن اسـت، مانند برو، بروی و… .یا آن که مثلا می خواهیم بنویسیم: “ این قلم به روی میز است . و یا اگر ما “ به درد ” را “ بدرد ” بنویسیم بازهم شباهت معنا رخ می دهد، زیرا “ بدرد ” یعنی پاره کند و “ به درد ” یعنی به غم و اندوه. به همین گونه اند صد ها واژه که باید به هنگام نوشـتن آن ها با احتیاط بود، مانند: به دل و بدل، به شـتاب و بشـتاب، به کار و بکار، به گردن و بگردن، به کس و بکس، به همان و بهمان، به گردش و بگردش، به چشم و بچشم، به هر و بهر، به خر و بخر، به دوش و بدوش، به بار و ببار، به خواب و بخواب و غیره.

گذاشتن و گزاردن:

گذاشتن، در معناي حقيقي كلمه، «قرار دادن به طور عيني و مشهود» است، مثلا:ً «ليوان را روي ميز مي گذارم» يا«كتاب را در قفسه گذاشت.» اما گذاشتن مجازاً به معناي «قرارداد كردن، وضع كردن، تأسيس كردن» است و چون مقصود از قانونگذار كسي است كه قانون را وضع و بنا مي كند (و نه فرضاً كسي كه قانون را اجرا مي كند) بايد به همين صورت، يعني با حرف «ذ» نوشته شود. همچنين قانون گذاري به معناي «وضع قوانين»است. به طور مثال: «مجلس قانون گذاري.» بنابراين نوشتن اين دو كلمه به صورت قانون گزار و قانون گزاري غلط است.

بدعت گذار كسي است كه بدعت را وضع و تأسيس مي كند (و نه فرضاً كسي كه بدعت را اجرا مي كند) و بنابراين با حرف «ذ» نوشته مي شود. همچنین بنيان گذار، به معناي «مؤسس» كسي است كه بناي كاري را يا موسسه اي را مي گذارد و نوشتن آن با حرف «ز» غلط است. گزاردن. نخست بايد دانست كه گزاشتن با «ز» و گذاردن با «ذ» غلط است و صحيح آ ن ها به ترتیب گذاشتن و گزاردن است. خلط اين دو فعل اخير از آنجا ناشي شده است كه صیغه ­ی امري هر دو از لحاظ آوايي يکسان است، يعني امر گذاشتن مي شود گذار و امر گزاردن مي شود گزار. ولي معناي آنها البته يکسان نيست. گزاردن معناي متعدد دارد كه همه ی آنها را مي تو ان در دو معني به شرح زير خلاصه كرد:

 ١ (يکي به معناي «به جا آوردن» يا «ادا كردن» يا بر طبق استعمال معاصران، «اجراكردن» و «انجام دادن.» مثلا نماز گزاردن يعني «ادا كردن وام»، بنابراين وام گزار صحيح است و نه وام گذار و نيز حج گزار صحيح است، يعني «انجام دهنده مناسك حج»، و نه حج گذار، همچنين بايد نوشت:

خراج گزار، سپاس گزار،شگرگزار، خدمت گزار، حق گزار، پاسخ گزار، مدح گزار، سنت گزار، كارگزار و پيغام گزار.

 ٢ (معناي دوم گزاردن «برگرداندن از زباني ديگر يا از بياني به بيان ديگر يا، به تعبير اين زمان، از نظامي (سيستمي) به نظام ديگر» است. بنابراين مترادف است با «ترجمه كردن» (گزارنده و گزارش به معناي «مترجم» و «ترجمه» بوده است) يا «تعبير كردن» و «شرح دادن» ( خواب گزاري يعني «تعبير خواب» و خواب گزار يعني معبر.) اصطلاحات گزارشگر و برگزار و برگزاري كه امروزه در معناي خاصي به كار مي روند يا از همين معناي اخير گرفته شده اند يا مانند پيغام گزار از معناي اول گزاردن.

مطابقت فعل با فاعل

در فارسي با فاعل مفرد هميشه فعل مفرد آورده مي شود (جز گاهي براي بيان احترام، مثلا «آقاي رئيس گفتند» به جاي «آقاي رئيس گفت») و اگر در گذشته استثناهايي بوده امروزه منسوخ است و نيازي به ذكر آنها نيست اما در مورد فاعل جمع قاعده كلي اين است كه اگر جاندار باشد فعل آن به صيغه ی جمع مي آيد: «ده درويش در گليمي بخسبند و دو پادشاه در اقليمي نگنجند» و يا « دو كس رنج بيهوده بردند و سعي بي فايده كردند: يکي آنكه اندوخت و نخورد و ديگر آن كه آموخت و نکرد.» ولي فاعل (يا مسنداليه) جمع اگر بيجان باشد معمولا فعل آن مفرد آورده مي شود: «دو چيز محال عقل است: خوردن بيش از رزق مقسوم و مردن پيش از وقت معلوم». در اينجا يك استثنا هست: هر گاه فاعل بيجان را به جاندار مانند كنند و براي آن شخصيت قائل شوند غالباً فعل را جمع مي آورند: ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند تا تو ناني به كف آري و به غفلت نخوري. چون كاركردن مختص جانداران است و در اينجا به غير جانداران، يعني ابر و باد و مه و خورشيد و فلك، نسبت داده شده فعل به صيغه جمع آمده است.

قواعد فعل «است»

– اگر در انتهای یک کلمه، صدای «آ» باشد، نیازی به آوردن «الف» در فعل «است» نیست؛ مثال: کلمات مقابل، صحیح هستند: تواناست، داناست، بیناست.

– اگر در انتهای یک کلمه، صدای «او» باشد، نیازی به آوردن «الف» در فعل «است» نیست؛ مثال: اوست. (توجه: اگر در انتهای کلمه‌ای «و» باشد اما با صدای ضمه (_ُ) تلفظ شود، حتماً «الف» در فعل «است» آورده می‌شود؛ مثال: رادیو است. رادیوست غلط است. / تو است. توست غلط است)

چرا / چه را

واژه ی چرا به معناي براي چه به همين صورت نوشته مي شود ولي اگر به معناي چه چيز را باشد بايد دو كلمه جدا از هم و به صورت چه را نوشته شود چرا برداشتي؟ يعني براي چه برداشتي؟ ولي چه را برداشتي؟ يعني چه چيز را برداشتي؟

چنانکه / چنانچه

اين دو تركيب را نبايد به جاي هم به كاربرد چنانکه حرف ربط مركب، دلالت برتشبيه و تمثيل مي كند و با «به طوري كه» مترادف است اما چنانچه، قيد تاكيد است و معمولا پس از كلمه اگر و براي تقويت معناي آن به كار مي رود.

آن / اين

 ضمير اشاره آن و اين هر گاه مقدم بر حرف «كه» بيايد معمولا چسبيده به آن نوشته مي شود. به شکر آنکه شکفتي به كام بخت اي گل ولي اگر آن و اين به معناي آن كس يا آن چيز و اين كس يا اين چيز باشد بهتر است كه جدا از كه نوشته شود.

ها / آن

 «ها » و «ان» نشانه هاي جمع در فارسي هستند. يعني واژگان فارسي فقط با « ها» يا «ان» مي توانند جمع بسته شوند و در غير اين صورت واژه بر خلاف قواعد يا اصول دستور زبان فارسي ساخته و يا نوشته می شود که به آن مخالفت قياس می گوییم. «ها» براي جاندار و بي جان و «ان» بيشتر براي جانداران به كار مي رود. در عربي«ات» ، «ون» و «ين» نشانه هاي جمع هستند و ما هيچ گاه نبايد واژگان فارسي را با نشانه هاي جمع در عربي ، جمع ببنديم.

به عنوان مثال مطبوعات و تأسيسات صحیح ولی آزمايشات، داوطلبين و بازرسين غلط می باشند.

تنوین و جمع مکسر

تنوین و جمع مکسر
تنوین و جمع مکسر

الف) كلماتي مثل اكثراً، احتراماً، اقلا به طور كامل غلط است چه در فارسي و چه در عربي چون باب افعل تنوين نمي گيرد.

ب) از واژه هاي فارسي جمع مکثر نمي توانيم بسازيم اين كار فقط در زبان عربي ممکن است. کلمات بنادر، فرامین، دراویش و اساتید غلط ولی کلمه ی علماء جمع عالم و صحیح است.

  تذکر. ١) الفِ است در دو جا حذف می­شود: یکی بعد از مصوت بلند «آ» و دوم بعد از مصوت بلند «او» مثلا احمد دانا است غلط ولی احمد داناست صحیح است. آسمان آبيست غلط ولی آسمان آبي است صحیح است. علی كم رو است غلط ولی علی كم روست صحیح است.

٢) واژه هايي كه از دو جزء پي در پي مثل هم سا خته شده باشد بايد جدا نوشته شود. مثل: لك لك، گاه گاه، يك يك

 ٣) موصوف و صفت بايد هميشه جدا نوشته شوند. مانند جناب عالی

قواعد همزه (ء)

قواعد همزه (ء)
قواعد همزه (ء)

حرف همزه (ء) یک حرف عربی است و جزء الفبای فارسی نیست. بنابراین، هر کلمه‌ای که در آن همزه دیده شود، یک کلمه عربی است که وارد فارسی شده است. به عبارت دیگر، در کلماتی که فارسی هستند نباید همزه به کار رود.

پس، کلماتی مثل: پایین، بفرمایید، می‌نمایید و … نباید با همزه نوشته شوند. (پائین، غلط است)
همزه به چهار شکل ممکن است نوشته شود: ء أ ئ ؤ قواعد پایه‌ی همزه:

اگر همزه، حرکت فتحه (_َ_) بگیرد، باید با با پایه‌ی «الف» نوشته شود؛ مثال: هیأت درست است، چون ء دارای فتحه است. (البته اگر از هیئت، منظور علم نجوم باشد، برای ایجاد تفاوت، با پایه‌ی ی نوشته می‌شود)
اگر همزه، حرکت کسره (-ِ) بگیرد، باید با پایه‌ی «ی» نوشته شود؛ مثال: مسائل درست است، چون ء دارای کسره است. خائن، مائده، ائمه، جوائز و … (مسایل و جوایز هم درست هستند)

اگر همزه، حرکت ضمه (_ُ_) بگیرد، باید با پایه‌ی «و» نوشته شود؛ مثال: مثلاً در کلمه عربی آباؤُکم، همزه به خاطر داشتن ضمه، بر روی پایه‌ی «و» قرار گرفته است.

استثنائات و مابقی قواعد همزه:

– اگر حرف قبل از همزه، مفتوح باشد، همزه با پایه‌ی «الف» نوشته می‌شود؛ مثال: رأفت، مأخذ، تأخیر.
– اگر همزه با صدای «ای» همراه شود، همزه بر پایه‌ی «ی» می‌نشیند؛ مثال: جبرائیل، رئیس، لئیم، اسرائیل.
– اگر حرف قبل از همزه، ضمه باشد، بر تمامی قواعد، اولویت پیدا می‌کند و همزه بر روی پایه‌ی «و» نوشته می‌شود. به طور مثال، درست است که در کلمه مؤسس، حرف همزه، حرکت فتحه دارد، اما چون حرف قبل از همزه، حرکت ضمه (_ُ) دارد، باید بر روی پایه‌ی «واو» نوشته شود. کلمات دیگری که از این قاعده پیروی می‌کنند: سُؤال، مُؤید، مؤمن.

– اگر همزه با صدای «او» همراه شود، بر پایه‌ی «واو» نوشته می‌شود؛ مثال: مسؤول (مسئول، غلط است)، شؤونات.
– تمامی کلمات لاتین که شامل همزه می‌شوند، باید بر پایه‌ی «ی» نوشته شوند؛ مثال: ناپلئون، سوئد، ئیدروژن، ژوئن.

قواعد همزه بدون پایه:

– همزه بدون پایه، فقط در آخر کلمات عربی می‌آید؛ مثال: سوء، اعضاء، املاء، انشاء.

– کلماتی مثل «انشاء» که در انتهای آن‌ها، الف و سپس همزه بدون پایه می‌آید، الف و همزه آن‌ها، در فارسی، یک حالت اضافی است و همزه تلفظ نمی‌شود و شنیده نیز نمی‌شود، بنابراین حذف می‌شود. پس در فارسی، «املا» درست است نه «املاء» و همینطور، «اعضا» درست است نه «اعضاء».

–  در این کلمات، اگر یک مضافٌ الیه به کلمه اضافه شود، یک «ی» میانجی به انتهای کلمه اضافه خواهد شد؛ مثال: اعضای مجلس.

نویسنده: عارفه سالاریه

سوالات خود را کامنت کنید تا به آن­ها پاسخ داده شود.

فایل دانلود مقاله: